|
|
|
مهدی جان ... |
می دانم آدینه ای خواهی آمد که سحر گاهانش سوای همه آرزو هاست . خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت چهار فصل یکی خواهد شد و در پیکر بهار به تو خوشامد خواهد گفت و جهان دوباره طعم محبت و دوستی را خواهد چشید . تو خواهی آمد و تشنگی قرن ها را فرو خواهی نشاند ، تو خواهی آمد من همچنان منتظر خواهم ماند . جاده های جمکرانی به ناله در آمده اند و آفرینش یکصدا تو را می خوانند که ما را دریاب.
تو را استغاثه می کنند که «این معز الاولیاء... »،
تو را تمنا می کنند که «این الطالب بدم المقتول بکربلاء»، بگو ظهورت کی در می یابد وجود خسته ما را...!
ابراهیم بت شکن دوران، فرزند ناجی نوح...!
بیا و کشتی عشقت را به عاشقان بی قرار عرضه دار
و مگذار در اقیانوس پر تلاطم عشق و فراق جان دهیم.
مهربانم چه قرن ها، چه عصرها و چه جمعه ها که زمان به انتظار آمدنت
بر سر راهت به انتظار نشست و تو ای معشوق زیبنده عرش و فرش
حتی به ناز نیم نگاهی بر قامت خمیده منتظران دیرینه ات نینداختی.
مهربانم دیگر سکوت چشمها شکسته، بغض های نشکفته باز شده،
قلبهای بی آهنگ تپیدن گرفته و آغوش زمان به آمدنت گشوده گشته.
عزیزم هر روز بر کوچه های سرد و یخ بسته ظلمت قدم می نهم
آنقدر بوی نفرت از وجود دیوان آدم نما برخاسته،
آنقدر زمین سرد است که تنها قدمهای گرم تو
یارای آب کردن برفهای زمستان بی بهایش را دارد،
مهربانم چشمهایم در این ظلمت نمی بیند،
چراغ فروزان راهم بیا...!
همین جمعه بیا مهربانم...!
|
فاطمه فروتن | 16:11 - چهارشنبه سی ام شهریور 1390
+
|
|
|
|
|
|
درباره وبلاگ |
هسته فرهنگی محراب قلم زیر نظر اداره تبلیغات اسلامی شهرستان جغتای
|
| |
|